ادامه آداب واقعی جچ

  • از امیر المومنین علیه السلام پرسیده شد از وقوق به حل (مراد وقوف به عرفات است که خارج از زمین حرم است ) که چرا آن وقوف در زمین حرم نشده ؟ فرمود : برای اینکه کعبه، خانه اوست و زمین حرم به منزله درگاه اوست ،پس زمانی که قصد خداوند متعال کردند که بر او وارد شوند ، آنان را در درگاه انتظار نگه داشت تا اظهار زاری و خواری کنند  
  • به آن حضرت گفته شد: پس چرا مشعر الحرام در زمین حرم قرار داده نشده ؟ فرمود : برای اینکه چون انها را اجازه ورود در حرم داد در دربند دوم ایشان را نگهداشت، و چون زاری و خواری ایشان در آنجا به طول انجامید به ایشان اجازه انجام قربانی های خود را داد ، پس چون کثافات را از خود زائل نمودند و از گناهی که میان آنها و خداوند سبحان حائل بود پاک شدند ، ایشان را برای زیارت با حالت پاکی و طهارت اجازه فرمود . 
  • به آن حضرت گفته شد : چرا در روزهای تشریق بر کسی که در منی باشد روزه حرام است ؟فرمود : برای اینکه آن مردم زیارت کنندگان خداوند هستند و ایشان  میهمان خدایند، و بای میزبان شایسته نیست میهمانان او روزه داتر باشند 
  • به آن حضرت گفته شد ک پس چسبیدن به پرده های کعبه چه معنی دارد؟ فرمود: مانند کسی که او را نزد دیگری جنایت و گناهی است  و به دامن پیراهن او میچسبد و به او التماس و زاری میکند و برای او فروتنی میکند که از گناهش بگذرد.  
  • در کتاب علل الشرایع و عیون الاخبار تالیف شیخ صدوق از فضل ابن شاذان از حضرت امام رضا علیه السلام روایت نمود : همانا مامور به احرام شدند برای اینکه پیش از ورودشان به حرم خداوند و محل امن او فروتنی و اظهار خواری کنند ف و برای آینکه به انچه آنها را از مقصود باز میدارد نپردازد، و به امری از امور دنیا و خوشی ها و آرایش های آن مشغول نشوند  
  • از امام صادق روایت است که فرمودند :با حرمت شد مسجد الحرام که هتک آن حرام است به سبب احترام کعبه ، و با حرمت شد زمین حرم به سبب احترام مسجد ، و واجب شد بستن احرام به سبب احترام حرم

ورود به داخل مسجد شجره و گفتن لبیک

خانه وحی الهی

آداب واقعی حج

در کتاب مصباح الشریعه است که حضرت امام صادق علیه السلام قرمودند : 

 

هنگامی که اراده حج کردی دلت را برای خداوند تعالی از هر کار باز دار ، و هر پرده ای که حائل و حاجب آن است بردار و کارهایت را به آفریننده آن واگذار، و در همه حرکات و سکناتت بر او توکل نما ، و برای هر چه بخواهدوفرمان دهد و مقدار فرماید تسلیم شو ، و دنیا و آسایش و مردم را رها کن ، و از حقوق خلق که بر تو لازم گشته بیرون شو ، و بر توشه ومرکب ویاران و نیرو جوانی و ثروت خود تکیه مکن،زیرا بیم آن میرود که آنها دشمن و بار سنگین برای تو شوند، چه همانا کسی که مدعی رضایت از خداوند بود و بر غیر او اعتماد نمد ،خداوند تعالی آن را وبال ودشمن او قرار میدهد تا بداند که نیرو و چاره ای برای او وکسان دیگر جز به نگهداری و توفیق او نیست .  

  • پس به آب توبه ی خالص از همه ی گناهات غسل کن، و پوشاک صداقت و صفا و فروتنی وتضرع در درگاه احدیت را در برکن، واز هرچه تو را از یاد خدا باز میدارد واز اطاعت او مانع میگردد احرام ببند یعنی خود را به اجتناب  از آنها ملزم  کن لبیک گوبه این معنی که اجابت باشد ندای خداوند تو را اجابتی راست و پاک و صاف  ونیالوده،و چنگ در عروه الوثقی زن ،به قلبت با فرشتگان حول عرش طواف کن  
  • بعد به هروله گریز از هوی و هوست را قصدنما و از توانیی و نیروی خود بیزار شو 
  • با بیرون رفتنت به منی از بی خبری و لغزش هایت بیرون رو ، و آرزوی آن چه بر تو حلال و سزاوار نیست مکن 
  • در عرفات به گناهان خود اعتراف کن ، و پیمان خود را در درگاه احدیت به یکتایی او تجدید نما و تقرب او را خواهان باش .  
  • در مزدلفه ( مشعر الحرام )از خداوند بترس ، و در بالا رفتن به کوه ، روحت را به ملاء اعلی بالا ببر . 
  • هنگام قربانی  گلوی آز و هوای نفس را از خود قطع تما . 
  • هنگام افکندن سنگ ریزه ها شهوات و فرومایگی و پستی و نا کسی را بیفکن ،و با تراشیدن و ستردن مویت عیب های آشکار و پنهان را سترده کن .  
  • هنگام ورود به حرم و در آمدن به خانه خداوند سبحان در امان حفظ و نگهداری او وارد شو و از پیروی خواسته نفسانی به در آی ، در حالی که از روی راستی و درستی صاحب خانه را بزرگ شماری و به جلال و پادشاهی او شناسا باش . 
  • استلام حجر کن  ( یعنی حجر الاسود را ببوس یا دست بمال یا به آن اشاره کن  )در حالی که به قسمت خداوند سبحان راضی و خشنود و برای عزت و ارجمندی او فروتن باش  
  • به طواف وداع جز حضرت حق را واگذار 
  • به هنگام ایستادنت در کوه صفا روح و باطنت را برای دیدار او در روزی که او را ملاقات خواهی کرد صاف کن . 
  • در مروه در برابر خداوند سبحان نمایان باش در حالی که بنده ای پرهیزگار باشی و صفات و اخلاقت پاکیزه باشد تا در روز قیامت پایدار و استوار باشی و به عهدت وفا کن .

  

 

 

بهترین زمان خود سازی و تقویت ایمان

http://belaltour.ir/wp-content/uploads/2014/10/IMG_3745.jpg

حج تقویت ایمان

کسی که از خانه اش بیرون رفت و قصدش رفتن به سوی خداوند بود به پرستش حضرتش و کناره گیری و دوری از غیر خواسته های او خشنود است ، و زندگی پاک و نیکو را به بهترین وجهی درک میکند و هنگامی که به حرم مکه معظمه رسید و پیرامون آن رمین محترم در آمد ، روانش می درخشد و شادی و جنبشی در او ظاهر می شود . هنگام زیارت کعبه شریفه و حجر الاسود - خداوند متعال شرافت آن را بیفزاید - فروتنی و عظمتی بسیار درخشنده در خود می یابد ، و خود را بنده ای که از همه هستی ها گسسته و به خداوند پیوسته است میبیند . جایی است که انسان باید از تمام تعلقات دنیوی چشم پوشیده و در خداوند غرق شود و آن جایی نیست جز مکه مکرمه در کنار کعبه معظمه و مدینه منوره

خدایا در پیشگاه با عظمتت سر بندگی به خاک می سایم

ذیل مطلب مشاهده می کنید.

IMG_3724

غنیمت حج

حج ، انجمنی است بزرگ از گروه مسلمانان که دانشمندان و سخن دانان و دارندگان    حکمت و خداوندان بینش  و معرفت در آن به پا خیزند ، و مردم را به راه یکتا پرستی و اخلاص و دادگری خوانند ، نادانان را دانش آموزند و جویندگان راه را  هدایت و راهنمایی کنند. حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله وسلم جدی ترین مردم در راه دعوت به سلامت  وگستردن آرامش بود. بزرگترین هدف پیامبر گرامی در دعوت ها و مجاهدتش بالا بردن کلمه توحید و پایبندی عباد به حدود آن و خوی گرفتن آنان به اخلاق خداوندی بوده است . 

روی آوردن مردم از هر سوی زمین در آن اجتماع مهیب با توجه کامل به دل ها و گوش های خود به هر سخنی که به ایشان القا میشود ، باعث میگردد که از آنچه صلاح ایشان در آن است خوانده شوند و تمام مسائل مکتبی و مذهبی که برای انها گفته میشود و از دستورات اسلام و قرآن گرفته شده فرا گرفته و انجام میدهند و اوامر خداوند را گردن نهاده و از آنچه نهی کرده دوری خواهند جست . پس همانا حج عبادتی است تهذیبی ، ملکوتی ، روحی ، اجتماعی و ادبی که اثر و نتیجه فراوان در شون زندگی دینی حجاج دارد و از آن خیر بسیار به عموم مردم میرسد ، و این فواید علاوه است بر آنچه در آن است از نور بندگی ، و فرمانبرداری خداوند متعال ، و به پا داشتن شعار برای اولین خانه ای که محل عبادت بندگان قرار داده شده ، و آن شعار موجب ادای وظیفه احترام آن خانه  " کعبه مقدسه " و مستلزم عزت و عظمت آن و بقای تذکرات و دوام برکات آن است .

حج ، صفای روح

حج ، صفای روح : 

هیچ حکم واجبی از احکام شریعت مقدس اسلام را نمی بینی مگر اینکه مقصود از تشریع آن تحقق فواید اخلاقی است و مقصود اصلی و حکمت همه احکام در شرایع و ادیان ، هدایت آدمی و آشنایی مردم است به حدود اعتدال و فرود آوردن آنان از اوج طغیان ، و زایل نمودن صفت تکبر و خود بینی از دل ها ، و پایین آوردن آنان از تخت خود خواهی و بزرگ منشی ، و عادت دادن نفوس است به مروت و جوانمردی و برادری و برابری . 

بجا آورنده حج باید تمام رذائل اخلاقی را از خود دور کند و نفسش او را از راه های ستمکاری و اعمال پست و ناشایست جدا کند  اگر در این سفر خود سازی نکند و تمام رذائل اخلاقی را در میقات که لباس احرام به تن میکند همراه لباس دنیایی به در نیاورد در موقع برگشت همان اخلاق گذشته را داشته باشد به سرزنش دیگران و ملامت این و آن دچار خواهد شد .   

پس از فضیلت همین فایده نیکو کافی است ، و عمل حج در اسلام ، روان انجام دهنده را صفا و جلا میبخشد  چه در حج چه در عمره مفرده ، و لذا انجام این اعمال شایسته اخلاق را پاکیزه و عقلش را کامل میگرداند، و او را در اجتماع عضوی سودمند قرار میدهد ، بلکه برای تهذیب و پاکی  نفس هیچ عامل حقیقی بهتر از تربیت حج نیست

حج راز زندگی

حج راز زندگی : 

اجتماعات اسلامی و نظاماتی که جهات روحی در آنها بیشتر است بسیارند ، و جملگی به منتهای دقت رسیده ، و شرایع گذشته آنها را آرزو مینماید و به آنها رشک می برند .و همانجا در میان آن نظامات که قوانین و موضوعات آن مرتب و آراسته است ، نظام حج را میبینی که جلالش روشن تر و اثر آن در نفس بیشتر است زیرا حج برای کمال توحید و اخلاص ، ونجات روح از آنجه تباه کننده اوست ، و برای زیادی رفعت و نیرو وبینایی و پاکی و راستی و مهربانی و لطف و همکاری بزرگترین عامل و موئثر است ، و آن اندیشه ، شریک کردن نیازمندان در مال ، انفاق در راه خداوند _ اگر چه به تمام ثروت انسان باشد_ و قربانی نمودن اگر چه نزدیک ترین کسان شخص  باشد . 

کسی که به این نظام پیوست ،و با این نظام خدای یکتا را عبادت نمود ، و به مقاصد گوناگون این نظام دانایی کامل یافت ،گثرت مال و فرزند و خویشاوند و قدرت مقام و فرمانروایی و قدرت های شیطانی و استعمارگر و جناینکار شق و غرب و هیچ نیروی دیگری از بزرگترین نیروهای جهانی بر او تسلط نخواهد یافت . 

حج در برابر کبر و نخوت آدمی ایستادگی نموده و از آن جلوگیری می کند 

* حج نا امیدی را به امیدواری ، و پراکندگی دل ها را به اطمینان و اعتماد به خداوند متعال ، و سرکشی   مطامع فردی را به پاکی نیت در عمل برای رضای حضرت پروردگار تبدیل می کند  

* هیچ چیزی در تز کیه نفوس و قوه تآثیر در دل ها مانند حج نیست .

* به جای آورنده حج باز میگردد ، در حالی که راز زندگی را فرا  گرفته و به خوبی آن را دریافته است .

* به جای آورنده حج میداند که در برابر خداوند عزوجل باید فروتنی کند . 

* میداند که با تمامی ارکان و جودش به درگاه او روی آورده است .

اثر معرفت پروردگار

اثر معرفت پروردگار : 

چون شناخت خداوندبزرگ و بلند منزلت، و رسیدن انسان به مرحله کمال لایق ، و پیدایش قلبی پاک و بی آلایش ،و ارتقا او به مقامی بس ارجمند ، حصار زندگی و نعمتی بزرگ و کاخ آبادی و آرامش حقیقی مقرون به سعادت است .پس برای شکفتن گلهای حقیقت و تجلی توحید و تابش نور معرفت ، مخصوصا برای بسیاری از جوانان امروزی ،شایسته و لازم است که به حول و قوت الهی  دامنه سخن و سیع تر ساخته و به توضیح و تشریح گفته ها بپردازیم  . 

انسانی که به حج رفته باید با زمان قبل از حج خود در موقع برگشت تغییرات فراوانی در درونش ایجاد شده باشد . حج گزار از حج بر میگردد ، در حالی که حقیقت خود را در برابر پیشگاه خداوند متعال خالص نموده و خدا شناسی گشته که از سرزنش هیچ ملامت کننده ای نمی ترسد ، و بنده ای شده که در مقابل کلیه امور و پیش آمدها خود را به حضرت آفریدگار سپرده و تسلیم او ساخته است . 

بازگشت مینماید ، در صورتی که قبلا شخصی بود مادی و زیاده رو در دوستی دنیا و ازمند و طمعکار و بخیل و بد اخلاق و مال پرست و طالب جاه و مقام ، برای طلب معیشت و روزی شاید از محرمات نیز اجتناب نمی کرد و اکنون  در بازگشت از مهربانی و خیر و فرمانبرداری ، و شجاعت و شهامت و وقار و جمال و کرم و نیکوکاری دل آکنده و لبریز گردیده است . 

و به تحقیق آن قوه شیطانی که او را به دنبال خواسته های دروغ می راند و به طلب آنها وادارش مینمود و به هوس ها و آرزوهای خیالی او را بنده خود کرده بود ، از او دور شده و آن بستگی و بی خردی حیوانی و سستی اندیشه و نادانی او را ترک نموده و زنگ همه تعلقات از وجودش زدوده گردیده . 

باز میگردد در حالی که خداوند متعال آرامش در دل را به او بخشیده ، و دل آرام همانا جایگاه وزش بادهای فرح بخش و خوش نسیم زندگی است .

غرض از تشریع عبادات

 

 بدانکه مقصود اصلی از آفرینش انسان شناسایی خداوند متعال و رسیدن به دوستی او و مآنوس شدن  به حضرت اوست و رسیدن به این مقام که دوستی و انس با خداوند جل شآنه است ،مو قوف است بر صفای نفس و تجرد آن ، و هر اندازه که صفای نفس بیشتر و وارستگی آن شدیدتر باشد ، انس و علاقه آن نسبت به خداوند متعال افزونتر خواهد بود . 

بدیهی است که صفای نفس و تجرد آن منوط است به پیراستگی از شهوت های نفسانی و اجتناب از لذت های بدنی و آرزوهای پست حیوانی و عدم تعلق به مقام ، مال و منال فناپذیر دنیوی ، زیرا همه این ها موانعی هستند که انسان را از معارف الهی و نفحات قدسی باز می دارد ، و هیچ چیز روح  انسانی را از نزدیک شدن به عالم قدسی که از آن نزول یافته مانع نمی شود مگر آنچه به نام مشتبهات نفسانی نامیده شده از قبیل غرایز حیوانی و ناستوده های اخلاقی و کردار های شیطانی ، همچنانکه ظرف ، تا هنگامی که از آب پر است ورود هوا به داخل آ امکان ندارد ، نفوس انسانی نیز تا از صفات و ملکات نکوهیده خالی و وارسته نباشد ، نور الهی چنانکه شایسته است قلوب آنها را روشن نخواهد نمود ، و به هر نسبت که از این پلیدی ها پاک شوند انوار دانش بر دل آنها اشراق بیشتری یافته و بخشش های یزدانی بر آنها روی آور می شود . 

به عکس ، نفوسی که به غیر خدا اشتغال دارند ، معرفت و شناسایی پروردگار و حلاوت دوستی و انس با او در دل آنها جای نخواهد گرفت  . به هر اندازه که تجرد نفس کمال یابد ، ایمان و یقین بیشتر می شود و صفات عالیه و فضائل کم نظیر و بلندی که نفس انسانی در آن مرحله از صفا و تجرد خواهان است ، از عالم کمال  الهی بر او فرود می آید 

 

نفحات : یعنی ، انتشار بوی خوش

اثر معنوی حج

عمل حج را نمی توان با سایر مقررات دین مقایسه نمود ،چه برای بسیاری از عبادات مانند نماز و روزه و ذکر خداوند و مانند این ها از اعمال عبادتی اگر چه تاثیر و نتیجه نیکو در روحیه شخص دارد ولیکن آن اثر به هر اندازه که باشد  محدود  به حد معینی است  ولی عمل حج اگر از روی التفات و دارای ارکان و شرایط مقرره باشد و به غلت عدم توجه به حقیقت آن تباه نشود، در روان انسان نیرویی پدید می آورد که تا زنده است در پنهان و آشکار نگهبان او خواهد بود و رازهای خواسته شده او را با دقت رسیدگی می کند و قاصد حج هنگامی که مهیا میشود از خانه اش خارج شود اگر به مقصود خویش و رفعت شان خود دانا باشد و آن را چنانکه سزاوار است دریابد و به نور الهی به آن نظر افکند و خواسته باشد آن راه را بر طبق هدایت و راهنمایی حضرت پروردگار طی نماید ، دل او متوجه عالم دیگری خواهد شد و از ظواهر ناپایدار به حقایقی استوار بینا میشود . و در آن هنگام است که خواهان بی نیازی و توانئی خود میگردد، نه آنچه تا کنون خواهنده آن بوده است و مهیای آن میشود که همه خواهش ها و تاریکی های طبیعت را از خود پاک سازد .